المهدي
طاووس اهل الجنه

بخش های دیگر

فتوبلاگ من
پرسش و پاسخ
یادداشت بازدیدکنندگان
گالری وبلاگ

دوستان من



Powered By
mahdiblog.COM

مفهوم رجعت
رجعت در لغت به معني بازگشت است و در فرهنگ ديني مقصود از آن عبارتست از بازگشت حجّت‌هاي الهي و امامان معصوم(عليهم السلام) و گروهي از مومنان خالص و کفار و منافقان به عالم دنيا يعني ايشان به امر خداوند بار ديگر زنده مي‌شوند و به دنيا برمي گردند و اين دورنمايي از رستاخيز است که پيش از قيامت در همين عالم اتفاق مي‌افتد.

فلسفه رجعت
امام باقر(عليه السلام) در ضمن روايتي که دربارۀ رجعت آمده است فرموده‌اند:
«مومنان برمي گردند تا عزيز شوند و چشمان آنان روشن گردد و تبهکاران برمي گردند تا خداوند آنها را خوار کند.»1
درست است که جايگاه اصلي براي پاداش و کيفر انسانها، عالم آخرت است ولي خداوند اراده فرموده است که بخشي از اجر و کيفر آنها را در همين دنيا عملي کند.
هدف ديگر از رجعت برخورداري مومنان از سعادت ياري حضرت ولي عصر(عجل الله تعالي فرجه الشريف) بيان گرديده. اين مهم در ضمن دعاها و نيز بيانات بعضي از علما مطرح شده است.
مرحوم سيد مرتضي (متوفي436 ق) گفته است:
«همانا خداوند هنگام ظهور حضرت مهدي(عليه السلام) گروهي از شيعيان آن حضرت را که قبلاً از دنيا رفته اند برمي گرداند تا به ثواب ياري آن حضرت نائل شوند...».2
و در زيارت امام عصر در سرداب مقدس سامراء آمده است:
«مولاي، فان ادرکني الموت قبل ظهورک فانّي اتوسّل بک و با بائک الطاهرين الي الله تعالي و اسئله ان يصلي علي محمد و آل محمد و ان يجعل لي کرّۀ في ظهورک و رجعۀ في ايامک لابلغ من طاعتک مرادي و اشفي من اعدائک فوأدي.3
اگر پيش از ظهور تو مرگ، مرا دريابد، به وسيله تو و پدران پاکت به خداي بزرگ متوسل مي‌شوم و از او مي‌خواهم که بر محمد و خاندان او درود بفرستد و براي من بازگشتي در ظهور تو و روزگار [دولت] تو قرار دهد تا به مقصود خود در زمينه اطاعت تو نائل شوم و سينه ام را از [خواري] دشمنانت شفا دهم.»

جايگاه رجعت در متون ديني
رجعت از عقايد مسلم شيعه است که پشتوانه آن دهها آيه قرآن و صدها روايت از پيامبر(صلي الله عليه و آله وسلم) و ائمه معصومين(عليهم السلام) است.
محدث بزرگ مرحوم شيخ حرّ عاملي در کتاب خود «ايقاظ» 520 حديث درباره رجعت نقل کرده است و مرحوم مجلسي مي‌فرمايد:
«اگر احاديث رجعت متواتر4 نباشد ديگر در هيچ موردي نمي‌توان ادعاي تواتر کرد.»5
گذشته از آيات و روايات فراوان، همه علماي شيعه بر اين حقيقت اتفاق نظر دارند چنانکه مرحوم شيخ حرّ عاملي به اين مطلب تصريح کرده و بلکه نبوت رجعت را از ضروريات مذهب شيعه دانسته است.6

رجعت، در قرآن و روايات
در آيات متعددي از قرآن، آشکارا جريان بازگشت افرادي از مردگان به دنيا مطرح شده است و روايات زيادي از اهل بيت(عليه السلام) در تفسير اين آيات وارد شده است.
از نمونه‌هاي بسيار روشن رجعت و بازگشت به دنيا جريان عزير است. او سپس از اين که صد سال مرده بود، به ارادۀ الهي زنده شده و به دنيا بازگشت و ساليان زيادي زندگي کرد.7
خداوند در آيه 56 سوره بقره فرموده است:
ثم بعثناکم من بعد موتکم لعلکم تشکرون؛
آنگاه شما را پس از مرگتان برانگيختيم تا شايد سپاسگزار باشد.
اين آيه در مورد هفتاد نفر از برگزيدگان قوم موسي(عليه السلام) است که همراه آن حضرت به کوه طور رفتند تا گفت و گوي موسي(عليه السلام) با خداوند را ببينند و گرفتن الواح از جانب خدا را شاهد باشند. وقتي گفت و گوي موسي(عليه السلام) را با خدا ديدند گفتند: «اي موسي ما به تو ايمان نمي‌آوريم مگر اينکه خداوند را آشکارا ببينيم»
موسي(عليه السلام) آنها را از اين خواسته بي جا و غيرممکن باز داشت ولي آنها اصرار کردند و سرانجام به صاعقه الهي گرفتار شده و همگي مردند. موسي(عليه السلام) از اين واقعه ناراحت شد و نسبت به پيامدهاي آن در ميان بني‌اسرائيل نگران بود بنابراين از خداوند خواست که آنها را به زندگي برگرداند. درخواست او پذيرفته شد و مطابق آيه ياد شده خداوند آنها را به زندگي دنيا برگردانيد8 به گونه‌اي که طبق روايتي از امام علي(عليه السلام) 9، اين عدّه به خانه‌هاي خود بازگشتند و مدتي زندگي کردند و صاحب فرزند شدند و پس از رسيدن اجلشان از دنيا رفتند.10
آياتي از قرآن نيز، دليل بر «رجعت به دنيا در آينده»است.
در آيه 83 سوره نمل مي‌فرمايد:
و يوم نحشر من کل امۀ فوجاً ممن يکذب باياتنا فهم يوزعون؛
روزي که از هر امتي گروهي را بر مي‌انگيزيم از آنها که آيات ما را تکذيب مي‌کردند، پس آنها بازداشته مي‌شوند.
در اين آيه سخن از روزي است که در آن گروهي از مردم برانگيخته مي‌شوند بنابراين اشاره به روزي غير از روز قيامت دارد زيرا که در قيامت همه انسانها از اولين و آخرين محشور مي‌شوند. مرحوم طبرسي  در تفسير مجمع البيان نوشته است که براساس روايات بسيار از اهل بيت(عليه السلام) اين آيه مربوطه به گروهي از شيعيان حضرت مهدي(عليه السلام) و نيز عده‌اي از دشمنان آن حضرت است که در دوران ظهور او به دنيا باز مي‌گردند.11
در يکي از آن روايات آمده که از امام صادق(عليه السلام) دربارة اين آيه سؤال شد؛ آن حضرت فرمود: مردم در مورد آن چه مي‌گويند؟ راوي گفت: آنها مي‌گويند: اين آيه دربارۀ قيامت است. امام صادق(عليه السلام) فرمود:
«آيا خداوند در روز قيامت گروهي را بر مي‌انگيزد و گروه ديگر را رها مي‌کند؟! [اينگونه نيست] اين آيه دربارۀ رجعت است. اما آيه قيامت اين آيه است[که خداوند مي‌فرمايد]: «و حشرنا هم فلم نغا در منهم احداً» [يعني: آنان را برانگيختيم هيچ کس از آنها را وانگذاشتيم]».12
در آيه 95 سوره انبياء آمده است:
و حرام علي قريۀ اهلکناها أنّهم لايرجعون
ممتنع است- باز آمدن به دنيا – بر مردم شهري که آن را هلاک کرديم که آنها بر نمي‌گردند. اين آيه نيز از مهم ترين دليل‌هاي رجعت است، زيرا در قيامت همه مردمان و از جمله اقوام هلاک شده به عذاب الهي برمي گردند. اين حقيقت در روايات متعدد بيان گرديده است.
امام باقر و امام صادق(عليهما السلام) در تفسير اين آيه فرمودند:
«هر قريه‌اي که خداوند اهل آن را با عذاب هلاک کرده است در رجعت باز نمي‌گردند. اين آيه از بزرگترين دلائل رجعت است زيرا هيچ کس از مسلمانان منکر آن نيست که همه مردم در قيامت بازمي گردند چه کسي که هلاک شده و چه کسي که هلاک نشده است پس سخن خداوند[که فرموده] لايرجعون [= باز نمي‌گردند] مربوط به رجعت است اما در قيامت [هلاک شدگان به عذاب الهي هم] باز مي‌گردند تا در آتش داخل شوند.»13

رجعت در ادعيه و زيارت
قابل ذکر است موضوع رجعت در دعاها و زياراتي که از امامان معصوم(عليهم السلام) نقل شده نيز مطرح گرديده است. در زيارت جامعه کبيره که از امام هادي(عليه السلام) روايت شده مي‌خوانيم.
«معترف بکم، مومن باياتکم، مصدق برجعتکم، منتظر لامرکم14؛
(اي امامان و حجت‌هاي خدا) من به شما [و امامت شما] اعتراف مي‌كنيم و بازگشت شما را [به اين دنيا] باور دارم و رجعت شما را تصديق مي‌کنم و امر شما را انتظار مي‌‌کشم.»
در بعضي از زيارت‌هاي مخصوص به حضرت مهدي(عليه السلام) از جمله زيارت آل ياسين نيز اين موضوع با صراحت بيان گرديده است.

پي نوشت ها:

1. بحارالانوار، ج53 ص64
2.رسائل، ج1، ص 125
3.مفاتیح الجنان: آداب سرداب مقدس ، زیارت دوم صاحب الأمر(عليه السلام)
4. متواتر به روایاتی می گویند که تعداد روایت کنندگان آنها به قدری زیاد است که احتمال اجتماع آنها بر دروغ را غیر ممکن می سازد.
5.خادمی شیرازی، رجعت، ص 140
6 همان، ص 145.
7.بقره، 259.
8.ر. ک به تفسیر نمونه، ج1، صص 257-259.
9. بحارالانوار، ج53، ص 73 و 129.
10.آیات دیگری مانند بقره/259 و بقره /73 و بقره/243 نیز بر زنده شدن و بازگشتن به این دنیا دلالت دارد.
11. مجمع البیان، ذیل آیه 83 سوره نمل.
12. بحارالانوار، ج53، ص 51.
13. بحار الانوار، ج53 ، ص52، ح29.
14. مفاتیح الجنان، زیارت جامعه کبیره
.


نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و یکم آبان 1389 توسط عاطفه سادات سيدجعفري

1- آيه‌ي 54 سوره‌ي مائده
يا أيـُّها الذين ءامَنُوا، مَن يرتَدَّ مِنکُم عَن دينهِ فَسَوفَ يأتِي اللهُ بِقَومٍ يُحِبُّهُم و يُحِبُّونَه أذِلةٍ عَلی المؤمنينَ أعِزَّةٍ علی الکافرينَ يُجَاهِدُونَ في سَبِيلِ اللهِ و لايُخَافُونَ لومَة لائِم ذلک فضلُ اللهِ يُؤتِيهِ مَن يَشاءُ و اللهُ واسِعٌ عَلِيم ؛ «اي کساني که ايمان آورده‌ايد، هر کس از شما از آيين خود باز گردد (به خداوند زياني نمي‌رساند) خداوند جمعيّتي را مي‌آورد که آن‌ها را دوست دارد و آنان نيز او را دوست دارند، در برابر مؤمنان متواضع و در برابر کافران سرسخت و نيرومندند. آن‌ها در راه خدا جهاد مي‌کنند و از سرزنش هيچ ملامت‌گري هراس ندارند. اين فضل خداست که به هر کس بخواهد و شايسته ببيند، مي‌دهد و (فضل) خداوند وسيع و داناست.»
امام علي (عليه السلام) در تفسير اين آيه مي‌فرمايند:
«هُم اصحابُ القائِم (عليه السلام)»؛1 «آنان ياوران امام قائم (عليه السلام) هستند.»
همچنين امام صادق (عليه السلام) مي‌فرمايند:
«صاحب اين امر، در پرتو اين آيه (در حمايت چنين ياراني آگاه و دلاور) محفوظ است.»2
آيه‌ي مبارکه، ويژگي ياران را اين گونه ترسيم مي‌کند:
1- آن‌ها عاشق خدا بوده و جز به خشنودي او نمي‌انديشند: يُحِبُّهُم و يُحِبُّونَه: خداوند آنان را دوست دارد و آنان او را دوست دارند.
2- دوستي با دوستان خدا: أذِلّةٍ علی المؤمنينَ: در برابر مؤمنان، متواضع و فروتن هستند.
3- دشمني با دشمنان خدا: أعِزَّةٍ علی الکافرينَ: در برابر کافران سرسخت و نيرومند هستند.
4- مجاهد در راه خدا: يُجَاهِدُونَ في سَبِيلِ اللهِ: در راه خدا جهاد مي‌کنند.
5- استوار و ثابت قدم: لايُخَافُونَ لومَة لائِم: از سرزنش هيچ ملامت‌گري هـراس ندارند.
2- آيه‌ي 105 سوره‌ي انبياء
وَ لَقَد کَتَبنا فِي الزَّبورِ مِن بَعدِ الذِّکرِ أنَّ الأَرضَ يَرِثُها عِباديَ الصّالحونَ ؛ «و ما بعد از تورات در زبور نوشتيم که البته بندگان نيکوکار و صالح من زمين را به ارث خواهند برد.»
امام باقر (عليه السلام) فرمودند:
«مراد از بندگان صالح، اصحاب حضرت مهدي (عليه السلام) هستند که در آخر الزّمان مي‌آيند.»3
در جاي ديگري از قرآن خداوند ويژگي‌هاي عبد صالح را اين گونه بيان مي‌دارد:
يؤمنونَ بِاللهِ و اليَومِ الآخِرِ و يأمرونَ بِالمَعروفِ و يَنهَونَ عَنِ المنکَرِ و يُسارِعونَ فِي الخَيراتِ و اولئکَ مِنَ الصّالِحِين و مايَفعَلُوا مِن خيرٍ فَلَن يُکفَرُوهُ و اللهُ عليمٌ بِالمتَّقِين ؛4 «به خداوند و روز قيامت ايمان دارند و امر به معروف و نهي از منکر مي‌کنند و در کارهاي نيک از ديگران پيشي مي‌گيرند و در حقيقت آنان از صالحين هستند. و هر کار نيکويي که انجام مي‌دهند، هرگز درباره‌ي آن ناسپاسي نبينند و خداوند با متقين است.»
بنابراين بر اساس آيه‌ي شريفه ويژگي ياران حضرت (عليه السلام) به شرح زير است:
1- ايمان به خدا و روز قيامت دارند: يؤمنونَ بِاللهِ و اليَومِ الآخِرِ
2- امر به معروف و نهي از منکر مي‌کنند: يأمرونَ بِالمَعروفِ و يَنهَونَ عَنِ المنکَرِ
3- سبقت گيرنده در نيکي‌ها هستند: يُسَارِعُونَ في الخَيراتِ
4- کار ايشان مورد تقدير خداوند قرار مي‌گيرد: و مايَفعَلُوا مِن خيرٍ فَلَن يُکفَرُوه
5- باتقوا و پرهيزگارند: و اللهُ عليمٌ بِالمتَّقِين
3- آيه‌ 62 سوره‌ي يونس
شايد بتوان گفت در ميان همه‌ي ويژگي‌هايي كه براي ياران امام منتظَر برشمرده شد، يك ويژگي از همه بارزتر و با اهميّت‌تر است و آن اين كه آن‌ها مصداق كامل «اولياء الله» هستند كه در قرآن كريم بدان اشاره شده است، آن‌جا كه مي‌فرمايد: ألَا إِنَّ أَولياءَ اللهِ لاخوفٌ عَلَيهِم وَ لاهُم يَحزَنُونَ ؛ آگاه باشيد كه بر دوستان خدا بيمي نيست و غمگين نمي‌شوند.
امام صادق (عليه السلام) در روايتي ويژگي پيروان امام زمان (عليه السلام) را چنين بيان مي‌كنند:
«طوبی لِشِيعَةِ قائمِنَا المُنتَظِرِينَ لِظُهُورِهِ فِي غَيبَتهِ وَ المُطِعِينَ لَهُ فِي ظُهُورِهِ أُولَئِكَ أَولِياءُ اللهِ الَّذينَ لاخَوفٌ عَلَيهِم وَ لاهُم يَحزَنُونَ»؛5 «خوشا به حال شيعيان قائم (عليه السلام) كه در زمان غيبتش منتظر ظهور او هستند و در هنگام ظهورش فرمانبردار او، آنان اولياي خدا هستند، همان‌‌ها كه نه ترس آن‌ها را فرا مي‌گيرد و نه اندوهگين مي‌شوند.»
امام علي (عليه السلام) نيز در وصف ياوران امام (عليه السلام) مي‌فرمايند:
«... يُؤَلِّفُ اللهُ بَينَ قُلُوبِهِم، لايَستَوحِشُونَ إِلی أَحدٍ وَ ...»؛6 «خداوند دل‌هاي آنان را به هم نزديك مي‌كند. آن‌ها از هيچ‌كس ترسان نمي‌شوند، و از اين كه كسي به آن‌ها بپيوندد، شادمان نمي‌گردند.»
اين كه انساني از هيچ چيز ترسي به دل راه ندهد و از هيچ چيز اندوهگين نشود، تنها زماني امكان‌پذير است كه جز خدا نبيند و به جز خدا نينديشد و اين كمال آدمي و بالاترين درجه‌اي است كه يك انسان مي‌تواند بدان دست يابد.
4- آيه‌ي 80 سوره‌ي هود
قالَ لَو أنَّ لي بِکُم قُوَةً أو ءآوي إلی رُکنٍ شَديد ؛ «(لوط) گفت: اي کاش در برابر شما، قدرت و اقتداري داشتم يا به تكيه‌گاه استواري پناه مي‌بردم.»
صالح بن سعيد از امام صادق (عليه السلام) نقل مي‌کند که امام صادق (عليه السلام) در تفسير اين آيه فرمودند:
«مراد از قوّت، حضرت مهدي (عليه السلام) و مراد از رکن شديد، 313 نفر از ياران وي مي‌باشند.»7
از اين آيه‌ي مبارکه اقتدار و قوّت امام و يارانشان، حاصل مي‌شود.
5- آيه‌ي 200 سوره‌ي آل عمران
يا أَيُّهَا الَّذِينَ امَنُوا اصبِرُوا وَ صَابِرُوا وَ رَابِطُوا وَ اتَّقُوا اللهَ لَعَلَّکُم تُفلِحُونَ ؛ «اي کساني که ايمان آورده‌ايد! (در برابر مشکلات و هوس‌ها) استقامت کنيد و در برابر دشمنان نيز پايدار باشيد و از مرزهاي خود مراقبت کنيد و از خدا بپرهيزيد، شايد رستگار شويد.»
امام باقر (عليه السلام) درباره‌ي اين آيه‌ي شريفه فرموده‌اند:
«بر انجام واجبات و عبادات بردبار باشيد و در برابر دشمن شکيبايي از خود نشان دهيد و خود را براي ياري امام منتظر آماده‌ي نبرد سازيد.»8
6- آيه‌ي 148 سوره‌ي بقره
أَينَمَا تَکُونُوا يَأتِ بِکُمُ اللهُ جميعاً إِنَّ اللهَ عَلَي کُلِّ شَیءٍ قَدِيرٌ ؛ «هر جا باشيد خداوند همه‌ي شما را (براي پاداش و کيفر در برابر نيک و بد، در روز رستاخيز) حاضر مي‌کند زيرا او بر هر کاري تواناست.»
ابوخالد از امام باقر (عليه السلام) روايت مي‌کند که:
«منظور از آيه‌ي «أَينَمَا تَکُونُوا ...» اصحاب حضرت قائم (عليه السلام) هستند که تعداد آن‌ها بيشتر از سيصد و ده مرد هستند و فرمود: «و آن‌ها هستند به خدا سوگند «امت معدوده» و آن‌ها در يک ساعت گرد هم مي‌آيند مانند پاره‌هاي ابر پاييز (که کنار هم جمع مي‌شوند).»9
از ديگر آياتي که تأويل به ياران حضرت مي‌گردد عبارت است از:
1- آيه‌ي 8 سوره‌ي هود.
2- آيه‌ي 4 تا 7 سوره‌ي اسراء

پي نوشت ها:

1. صافی گلپايگانی، منتخب الأثر، ص 475 .
2. فخر رازی، تفسير برهان، ج 1، ص 497 .
3. حرّ عاملی، اثباة الهداة، باب 32، ح 419 .
4. آل‌عمران (3)، 114 و 115 .
5. شيخ صدوق، كمال الدين و تمام النعمة، ج 2، ص 39، ب 23، ح 54 .
6. زير نظر کورانی، معجم الاحاديث الامام المهدی (عليه السلام)، ج 3، ص 100 .
7. حرّ عاملی، اثباة الهداة، ج 3، ص 551، ب 32، ح 654 .
8. حرّ عاملی، اثباة الهداة، ج 3، ص 551، ب 32، ح 459 .
9. کلينی، روضه الکافي، ص 313


نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و یکم آبان 1389 توسط عاطفه سادات سيدجعفري

مناجات منتظران
1- دعا براي سلامتي حضرت
«اللهُمَّ كُن لوَليِّكَ الحجَّه ابْنِ الحَسَن، صَلَواتُکَ عَلَيهِ وَ عَلی آبائِه، في هذِه السّاعَةِ وَ في کُلِّ ساعَةِ، وَلياً وَ حَافِظاً، و قائِداً وَ ناصِراً، و دليلاً و عَيناً، حَتّی تُسکِنَهُ أرضَکَ طَوعاً، وَ تُمَتِّعَهُ فيها طَوِيلاً»؛3 «بار خدايا! براي نماينده‌ات حضرت حجّت بن الحسن، که درود تو بر او و پدرانش باد، در اين ساعت و در تمامي ساعات، سرپرست و محافظ و پيشوا و ياور و راهنما و ديده‌بان باش. تا او را از روي ميل و رغبت بر روي زمينت ساکن گرداني، و بهره‌مندي او را در زمين طولاني فرما.»
اين دعا در اعمال شب بيست و سوم ماه مبارک رمضان آمده است و بر اين امر تأکيد شده است که هر طور برايت امکان دارد و تا زماني که زنده هستي، آن را تکرار کن.
نکته‌ي قابل توجه در اين دعا اين است که هر چند طبق وعده‌ي الهي حضرت زنده و باقي هستند، تا زماني که پرچم توحيد و عدل را در همه‌ي جهان به اهتزاز در آورند، ولي بالأخره بشر هستند و همانند ساير ائمه ممکن است در معرض آفات جسماني و بلاهاي طبيعي قرار گيرند و از اين نظر دعاي ما براي سلامتي حضرت و حفظ ايشان از اين آفات و حوادث، بدون شک در سلامتي وجود آن عزيز عالم وجود و آخرين درّ صدف امامت و ولايت، مؤثر و مفيد است.

2- دعا براي تجديد عهد و پيمان با حضرت
«اللهُمَّ إنّي أُجَدِّدُ لَهُ في صَبِيحَةِ يومِي هذا و ما عِشتُ مِن أيامي، عهداً و عقداً و بيعةً لَهُ في عُنُقي لاأحولُ عَنها وَ لاأَزولُ أَبداً»؛4 «بار خدايا! من در اين صبحدم و در ابتداي اين روز، و تمامي ايام زندگانيم، بيعت و پيمان و قراردادي را با آن عزيز مي‌بندم که هيچ‌گاه و به هيچ وجه از آن برنخواهم گشت و هرگز آن را از بين نمي‌برم.»
و عهدمان با اماممان اين است که:
«... فابذل نَفسي و مالي و وَلَدي و أهلي و جَميع ما خَوَّلَني ربّي بَينَ يديک و التصرف بين أمرک و نهيک و هُوَ عهدي إليک»؛5 «... پس جان و مال و فرزندان و خويشان و هر آن‌چه که پروردگارم به من داده به پيشگاهت و در راه تو و آرمان‌ها و فرامينت، تقديم مي‌کنم و اين همان عهد من با توست.»
پس بايد با ايشان براي انجام خواسته‌ها و آرمان‌هايشان عهد ببنديم (عهداً) و آن عهد را با اسباب و وسايلي محکم کنيم (عقداً) و در نهايت با ايشان بيعت کرده و دست در دست ايشان نهاده و دل و سر به ايشان بسپاريم (بيعةً).

3- دعا براي ظهور حضرت
«اللهم ... عَجِّل فَرَجَه، و سَهِّل مَخرَجَه، و أَوسِع مَنهَجَه»؛6 «بار خدايا! در گشايش امورش شتاب کن، و شرايط قيام او را آسان گردان، و راهش را براي دست‌يابي به مقاصدش گسترش ده.»
امام رضا (عليه السلام) در يکي از بهترين لحظات نيايش خود در قنوت نماز جمعه اين چنين ظهور را از خداوند طلب مي‌کنند که:
«اللهم أصلِح عبدکَ و خَليفتک بِما أصلَحت بهِ أنبياء و رُسُلکَ وَ حُفَّهُ بِمَلائِکَتِکَ و أيدهُ بِروحِ القُدُس مِن عِندِک ...»؛7 «بار الها! كار ظهور بنده‌ي شايسته و خليفه‌ي راستينت را اصلاح فرما! همان‌گونه كه كار پيامبران و فرستادگانت را اصلاح نمودي، از سوي خويش و به وسيله‌ي روح القدس، او را ياري و پشتيباني فرما ... .»
در دعاي ديگري هم که از وجود مقدس حضرت مهدي (عليه السلام) در تعجيل فرج خودشان نقل شده چنين آمده است:
«يا نورَ النّور يا مدبّر الأُمور ... اجعَل لِي و لِشيعتي مِنَ الضَيق فَرجاً و مِنَ الهَمِّ مَخرجاً و أوسِع لَنا المَنهَج و أطلِق لَنا مِن عندِک ما يفَرِّج»؛8 «اي نور روشنايي و اي تدبير کننده‌ي امور ... براي من و شيعيانم گشايشي از تنگناها و راه نجاتي از ناراحتي‌ها قرار بده و راه (پيروزي) را براي ما وسيع گردان و از جانب خود آن‌چه فرج ما را برساند بر ما ارزاني دار.»
امام صادق (عليه السلام) نيز در حالي كه اشك مي‌ريختند با خود زمزمه مي‌كردند كه:
«سَيِّدي غَيبَتُكَ نَفَت رُقادي و ضَيَّقَت عَلَیَّ مِهادي و البتَزّت عَنّي راحَةَ فُؤادِي»؛9 «سرور من، غيبت تو خواب را از ديدگانم ربوده و زمين را بر من تنگ كرده و آسايش قلبي را از من برده است.»

4- دعا براي جزو ياران و همراهان حضرت بودن
«اللهم اجعَلني مِن أَنصارِهِ و أَعوانهِ، و الذّابينَ عَنهُ، و المُسارِعينَ إليه في قَضاءِ حَوائِجِه و المُمتَثِلِينَ لِأوامِرِهِ و المُحامينَ عَنه و السّابِقينَ إلي إرادَتهِ و المُستَشهدينَ بَينَ يَدَيه»؛10 «خداوندا! مرا از ياران و كمك رسانان و حمايت كنندگان و مدافعان آن بزرگوار قرار ده، جزو گروهي كه به سرعت براي انجام خواسته‌هاي او به سويش مي‌‌شتابند، جزو دسته‌اي كه دستورات او را بدون كم و زياد انجام مي‌دهند، جزو حمايت كنندگان از او و پيشي گيرندگان بر انجام امور دلخواه او و شهادت طلبان در پيش روي او قرار ده.»
همه‌ي اين مضامين با اهتمام و جديت در امر رسيدگي به نيازهاي روحي و معنوي مؤمنان در زمان غيبت امام (عليه السلام) قابل وصول مي‌باشند. در دعاي امام رضا (عليه السلام) نيز آمده است:
«وَ جعَلنا مِمَّن تَنتَصِرُ به لِدينك و تُعِزُّ بِه نَصَرَ وَليک ... وَ جعَلنا في حِزبهِ ... حتی تَحشُرنا يومَ القيامَةِ في أنصارِه و أعوانِه و مُقَوِّيةِ سُلطانِهِ»؛11 «و ما را از کساني قرار ده که دين خود را به وسيله‌ي آن‌ها غلبه مي‌دهي و به سبب ايشان ياري ولي خود را عزت مي‌بخشي ... و ما را جزو حزب ايشان قرار بده ... تا آن‌جا که ما را در قيامت در زمره‌ي ياران و ياوران و تقويت کنندگان سلطه‌ي ايشان محشور فرمايي.»

پي نوشت ها:

1. ر.ک: ميرزا محمد تقی موسوی اصفهانی،‌مکيال المکارم، ج 2، ص 104 به بعد .
2. ر.ک: ابراهيم شفيعی سروستان، ‌انتظار، ‌بايدها و نبايدها، ص 25 به بعد .
3. مفاتيح الجنان، اعمال شب بيست و سوم ماه مبارک رمضان .
4. مفاتيح الجنان، دعای عهد .
5. همان، زيارت حضرت صاحب الامر (عليه السلام) .
6. همان، دعای عهد .
7. سيد بن طاووس، جماع الاسبوع، ص 256 .
8. کفعمی، المصباح، ص 305 .
9. شيخ صدوق، كمال الدين و تمام النعمة، ج 2، ص 31 .
10. مفاتيح الجنان، دعای عهد .
11. جمال الاسبوع، ص 309
.


نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و یکم آبان 1389 توسط عاطفه سادات سيدجعفري

پيامبر گرامي اسلام (ص)وامامان اهل بيت (ع)در روايات متعددي به توصيف آخر الزّمان و بيان نشانه هاي عمومي اين دوران پرداخته اند .يکي از اين روايات ،روايت مفصّلي است که در کتاب «الکافي»از امام ششم شيعيان نقل شده است . امام صادق (ع)در ابتداي اين روايت ،در پاسخ يکي از ياران خود که با اشاره به برخورد تحقير آميز منصور عباسي با آن حضرت از ايشان مي پرسد :«اينان تا کي بايد سلطنت کنند و ماکي از [آزار آنها ]راحت و آسايش مي يابيم.»مي فرمايد :«آيا نمي داني که هر چيزي مدّتي دارد ؟...آيا اين سخن تو را سود مي بخشدکه بداني هر گاه زمان اين امر و [پايان دولت آنان ]فرارسد،از چشم بر هم زدني زودتر رخ مي دهد؟اگر تو مي دانستي که آنها در درگاه خداوند چه وضعي دارند،خشم تو نسبت به آنها بيشتر مي شد. اگر تو يا [حتّي ]همه ساکنان زمين کوشش کنند که آنها را از نظر گناه به وضعي بدتر از آنچه اکنون در آن به سر مي برند،در آورند ،نمي توانند.پس [مراقب باش]شيطان تو را نلغزاند و پريشان نکند؛زيرا عزّت وسربلندي تنها از آن خدا،رسول او و مؤمنان است ،ولي منافقان نمي دانند . آيا نمي داني هر کس منتظر اين امر باشد و در برابر آزار و ترسي به او وارد مي شود،شکيبايي پيشه کند،فرداي قيامت در صف ما محشور مي شود».
آنگاه آن حضرت نشانه هاي آخر الزّمان يا عصر ظهور دولت حق را چنين بر شمرد:
«1.آنگاه که ديدي حق مرده است و اهل حق از ميان رفته اند ؛2. ستم همه جا را فراگرفته است 3.قرآن فرسوده شده ،و بدعت هايي از روي هوا وهوس در مفاهيم آن به وجود آمده است ؛4.دين بي محتوا شده است ،همانند ظرفي که آن را واژگون مي سازند؛5.اهل باطل بر اهل حق بزرگي مي جويند؛6.شر آشکار شده است و از آن نهي نمي شود و هر که کار زشت انجام دهد ،معذورش مي دارند؛7.فسق آشکار شده است و مردان به مردان و زنان به زنان بسنده مي کنند8.مؤمن ،سکوت اختيار کرده است و سخنش را نمي پذيرند؛9.فاسق دروغ مي گويد و کسي دروغ و افترايش را به او باز نمي گرداند؛10بچّه کوچک ،مرد بزرگ را خوار مي شمارد؛11.پيوند خويشاوندي بريده مي شود؛12.هر که را به کار بد بستايند،خوش حال مي شود؛13.پسر بچّه همان مي کند که زن مي کند14.زنان با زنان ازدواج مي کنند؛15مداحي و چاپلوسي فراوان شده است ؛16.مرد ،مال خود را در غير راه طاعت خدا خرج مي کند و کسي از او جلوگيري نمي کند17.چون شخص مؤمني را ببيند ،از کوشش او به خدا پناه برد ،18.همسايه ،همسايه خود را آزار مي دهد و در اين کار مانعي براي او نيست ؛19.کافر خوشحال است از آنچه در مؤمن مي بيند و شاد است از اينکه در روي زمين فساد وتباهي مي بيند؛20.آشکارا شراب بنوشد و کساني که از خداي عزّو جلّ نمي ترسند،براي نوشيدنش گرد هم مي آيند؛21.امربه معروف کننده خوار است 22.فاسق در آنچه خدا دوست ندارد،نيرومندو ستوده است ؛23.اهل قرآن و هر که آنان را دوست دارد،خوار است ؛24.راه خير بسته شده و راه شر مورد توجه قرار گرفته است ؛25.خانه کعبه تعطيل شده است و دستور به ترک آن داده مي شود؛26.مرد به زبان مي گويد ،آنچه را که به آن عمل نمي کند؛27.مردان ،خود را براي استفاده مردان فربه مي کنند و زنان براي زنان ؛28زندگي مرد از پس او اداره مي شود و زندگي زن از فرج او؛29. زنان مانند مردان براي خود انجمن ها ترتيب مي دهند؛30. در ميان فرزندان عبّاس ،کارهاي زنانگي آشکار مي شود (و خود را مانند زنان زينت مي کنند،همان گونه که زن براي جلب نظر شوهرش ،خود را آرايش مي کند)؛31.به مردها پول مي دهند که با آنها يا زنانشان عمل نامشروع انجام دهند؛32.توانگر از شخص با ايمان عزيزتر است ؛33.رباخواري آشکار است و رباخوار سرزنش نمي شود؛34.زن ها به زنا افتخار مي کنند؛35. زن براي نکاح مردان با شوهر خود همکاري مي کند؛36.بيشتر مردم و بهترين خانه ها آن باشد که به زنان در هرزگي شان کمک مي کنند؛37.مؤمن به خاطر ايمانش غم ناک و پست وخوار مي شود؛38.بدعت و زنا آشکار مي شود؛39.مردم به شهادت ناحق اعتماد مي کنند؛40دستورهاي ديني بر اساس تمايلات اشخاص تفسير مي شود؛41.حلال ،تحريم شود و حرام ،مجاز؛42. مردم چنان در ارتکاب گناه گستاخ شده اند که منتظر رسيدن شب نيستند؛43. مؤمن نمي تواند کار بد را نکوهش کند،جز با قلب؛44.مال کلان در راه غضب الهي خرج مي شود؛45.زمام داران به کافران نزديک مي شوند و از نيکان دوري مي گزينند؛46.واليان در داوري رشوه مي گيرند؛47.پست هاي حساس دولتي به مزايده گذارده مي شود؛48.مردم با محارم خود نزديکي مي کنند؛49به تهمت وسوءظن ،مرد به قتل مي رسد؛50.مرد به مرد پيشنهاد عمل زشت مي کند و خود و اموالش را در اختيار او مي گذارد؛51. مرد به خاطر آميزش با زنان سرزنش مي شود(که چرا با مردان آميزش نمي کند)؛52. مرد از کسب زنش از هرزگي نان مي خورد و آن را مي داند و به آن تن مي دهد؛53.زن بر مرد خود مسلط مي شود وکاري را که مرد نمي خواهد انجام مي دهد و به شوهر خود خرجي مي دهد ؛54. مرد ،زن و کنيزش را (براي زنا)کرايه مي دهد و به خوراک و نوشيدني پستي تن در مي دهد ؛55. سوگندهاي به ناحق به نام خدا بسيار مي شود؛56. قمار آشکار مي شود؛57. شراب را بدون مانع و آشکارا مي فروشند؛58. زنان مسلمان ،خود را در اختيار کافران مي گذارند؛59. لهو ولعب آشکار مي شود و کسي که از کنار آن مي گذرد ،از آن جلوگيري نمي کند(وکسي جرئت جلوگيري را ندارد)؛60.کسي که مردم از تسلط و قدرتش ترس دارند،مردم شريف را خوار مي کند؛ 61.نزديک ترين مردم به فرمان روايان کسي است که به دشنام گويي ما خاندان ستايش شود؛62.هر کس ما را دوست دارد،دروغ گويش مي دانند و شهادت او را نمي پذيرند؛63. مردم ،در گفتن حرف زور و ناحق با همديگر رقابت مي کنند؛64. شنيدن قرآن بر مردم سنگين و گران مي آيد و در عوض ،شنيدن سخنان باطل بر مردم آسان است ؛65.همسايه ،همسايه را از ترس زبانش گرامي مي دارد؛66.حدود خدا تعطيل مي شود و در آن به دلخواه خود عمل مي کنند؛67.مساجد طلا کاري مي شود؛68.راست گو ترين مردم پيش آنها ،مفتريان دروغ گويند؛69.شرّ و سخن چيني آشکار مي شود؛70. ستم کاري گسترش مي يابد؛71.غيبت را سخن نمکين مي شمارند و مردم همديگر را بدان مژده مي دهند؛72.براي غيرخدا به حج و جهاد مي روند؛73.سلطان به خاطر کافر ،مؤمن را خوار مي کند 74.خرابي و ويراني بيش از آبادي است ؛75.زندگي مرد از کم فروشي اداره مي شود؛76.خون ريزي را آسان مي شمارند؛77.مرد براي غرض دنيايي رياست مي طلبدو خود را به بدزباني مشهور مي سازد تا از او بترسند و کارها را به او واگذار کنند؛78.نماز را سبک مي شمارند ؛79.مرد مال بسيار دارد ،ولي از وقتي که آن را پيدا کرده ،زکات آن را نپرداخته است؛80.قبر مرده ها را مي شکافند و آنها را مي آزارند و کفن هايشان را مي فروشند؛81.آشوب بسيار مي شود؛82.مرد روز خود را به نشئه (شراب)به شب مي برد و شب را به مستي صبح مي کند؛83.با حيوانات عمل زشت انجام مي دهند؛84.حيوانات همديگر را مي درند؛85.مرد به مصلّي مي رود،ولي چون بر مي گردد،جامه در تن ندارد؛86.دل مردم سخت و چشمانشان خشک مي شود و ياد خدا بر آنان سنگين مي آيد؛87.کسب هاي حرام گسترش مي يابد و بر سر آن رقابت مي کنند؛88.نماز خوان براي ريا و خودنمايي نماز مي خواند؛89.فقيه براي غير دين فقه مي آموزد و دنيا و رياست طلب مي کند؛90.مردم دور کسي را گرفته اندکه قدرت دارد؛91.هر کس روزي حلال مي جويد،سرزنش مي شود و جوينده حرام ،مورد ستايش وتعظيم است ؛92.در مکّه و مدينه کارهايي مي کنند که خداوند دوست ندارد و کسي هم نيست که مانع شود و هيچ کس آنها را از اين کارهاي زشت باز نمي دارد؛93.آلات لهو ولغب [حتي]در مکّه و مدينه آشکار مي شود؛94.مرد سخن حق مي گويد و امر به معروف و نهي از منکر مي کند؛ديگران او را نصيحت مي کنند و مي گويند :اين کار بر تو لازم نيست؛95.مردم به همديگر نگاه مي کنند و به مردم بدکار اقتدا مي کنند؛96.راه خير به کلّي خالي است و کسي از آن راه نمي رود؛97.مرده را به مسخره مي گيرند و کسي براي مرگ او غمگين نمي شود؛98.هر سال بدعت و شرارت بيشتر مي شود؛99.مردم و انجمن ها تنها از توانگران پيروي مي کنند؛100.به فقير چيزي مي دهند ،در حالي که به او مي خندند و براي غير خدا به او ترحّم مي کنند،101.نشانه هاي آسماني پديد مي آيد ،ولي کسي از آن هراس ندارد؛102.مردم در حضور جمع،همانند بهايم مرتکب اعمال جنسي مي شوند و هيچ کس از ترس،کار زشت را انکار نمي کند؛103.مرد در غير اطاعت خدا زياد خرج مي کند،ولي در مورد اطاعت خدا از کم هم دريغ مي ورزد؛104.آزار به پدر ومادر آشکار مي شود و مقام آنها را سبک مي شمارند و حال آنها در پيش فرزند از همه بدتر باشد و از اينکه به آنها افترا زده شود ،خوشحال مي شوند؛105.زن ها بر حکومت چيره مي شوند و پست هاي حساس را قبضه مي کنند و کاري پيش نمي رود ،جز آنچه به دلخواه آنان باشد؛106.پسربه پدر خود افترا مي زندو به پدر و مادر خود نفرين مي کند و از مرگشان خوشحال مي شود؛107.اگر روزي بر مردي بگذرد که در آن روز گناه بزرگ مرتکب نشده باشد،مانند هرزگي يا کم فروشي يا انجام کار حرام يا مي خوارگي ،آن روز غمگين است و خيال مي کند که روزش به هدر رفته و عمرش در آن روز بيهوده تلف شده است؛108.سلطان موّاد غذايي را احتکار مي کند،109.حقّ خويشاوندان پيامبر (خمس)به ناحق تقسيم مي شود و بدان قمار بازي و مي خوارگي مي کنند؛110.با شراب درمان مي کنند و بدان بهبودي مي جويند؛111.مردم در مورد ترک امر به معروف و نهي از منکر و بي عقيدگي يکسان مي شوند؛112.منافقان و اهل نفاق سر وصدايي دارند و اهل حق ،بي سرو صدا و خاموش اند؛113.براي اذان گفتن و نماز خواندن مزد مي گيرند؛114.مسجد ها پراست از کساني که از خدا ترس ندارند و براي غيبت و خوردن گوشت اهل حق به مسجد مي آيند و در مساجد،از شراب مست کننده توصيف مي کند؛115.شخص مست که از خود تهي است ،بر مردم پيش نمازي مي کند و به مستي او ايراد نمي گيرد و چون مست شود،گرامي اش مي دارند؛116.هر که مال يتيمان را بخورد ،شايستگي او را مي ستايند؛117.قاضيان به خلاف دستور خدا داوري مي کنند؛118.زمام داران از روي طمع ،خيانت کاران را امين خود مي سازند؛119.ميراث (يتيمان )را فرمان روايان به دست افراد بد کار و بي باک نسبت به خدا داده اند،از آنها حق حساب مي گيرند و زمام آنها را رهاي مي سازند تا هر چه مي خواهند انجام دهند؛120.بر فراز منبرها ،مردم را به پرهيزکاري دستو ر مي دهند ،ولي خود گويندگان به آن دستور عمل نمي کنند؛121.وقت نماز ها را سبک مي شمارند؛122.صدقه را به وساطت ديگران به اهل آن مي دهند و به خاطر رضاي خدا نمي دهند،بلکه از روي درخواست مردم و اصرار آنها مي پردازند؛123.تمام همّ و غمّ مردم ،شکم و عورتشان است ،باکي ندارند که چه بخورند و با چه آميزش کنند؛124.دنيا به آنها روي آورده است ؛125.نشانه هاي حق کهنه گشته است».
امام صادق (ع)پس از پيش بيني اين حوادث ،خطاب به راوي فرمود :«در چنين زماني مراقب خود باش .نجات خود را از خداوند بخواه (فرج نزديک است )و بدان که مردم با اين نافرماني ها سزاوار عذاب اند . اگر عذاب بر آنها فرود آمد و تو در ميان آنها بودي ،بايد به سوي رحمت حق بشتابي تا از کيفري که آنها به واسطه سرپيچي از فرمان خدا مي بينند،بيرون بيايي . «.بدان که خداوند پاداش نيکوکاران را ضايع نمي گرداند:«و إنّ رحمة الله قريبٌ من المحسنين».(1)

پی نوشت ها :

1ـ الکافي ،ج8،صص36ـ42،ح7،بحارالانوار،ج52،صص254،260.
منبع:نشريه موعود شماره 102




 


نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و یکم آبان 1389 توسط عاطفه سادات سيدجعفري

1- الَّذِينَ يُؤمِنُونَ بِالغَيبِ ... أُولئِکَ عَلَی هُدی مِّن رَبِّهِم و أُولئِکَ هُمُ المُفلِحُون؛1 کساني که ايمان به غيب دارند ... آنان بر هدايت پروردگارشان هستند و آنان رستگارانند.» امام صادق (عليه السلام) مي‌فرمايند: «ايمان به غيب همان ايمان به حضرت بقيه الله است.2
همچنين جابر بن عبد الله انصاري از پيامبر اکرم صلّي‌الله‌وعليه‌وآله‌وسلّم نقل مي‌کند که ايشان فرمودند:
«طوبی للصّابرينَ فِي غَيبَتِه طوبی لِلمُقِيمينَ عَلَی مَحَبَّتهِم أُولَئِکَ مَن وصَفَهُمُ اللهُ فِي کِتَابِهِ: فَقَالَ: الّذِينَ يُؤمِنُونَ بِالغَيب: ثُمَّ قَالَ أُولَئِکَ حِزبُ اللهَ، ألا إِنَّ حِزبَ اللهِ هُمُ الغَالِبون.»؛3 «خوشا به حال صبر کنندگان در زمان غيبت قائم. خوشا به حال کساني که بر محبت ائمه‌ي دوازده‌گانه پا بر جا مي‌مانند. همان‌ها هستند که خداوند در کتاب خود قرآن، اين چنين وصفشان نموده: آنان که به غيب ايمان آورند آن‌گاه فرمود: آنان حزب خدايند. آگاه باشيد که حزب خداوند پيروزند.»
2- قُل أَرأَيتُم إِن أَصبَحَ ماؤُکُم غَوراً فَمَن يَأتيکُم بِماءٍ معين؛4 بگو به من خبر دهيد که اگر آب شما فرو رود چه کسي آب روان در اختيارتان مي‌گذارد.
امام محمّد باقر (عليه السلام) مي‌فرمايند:
«إِن أَصبَحَ إِمَامُکُم غائِباً لاتَدرونَ أينَ هوَ فَمَن بِإِمامٍ ظَاهرٍ يَأتِيکُم بِأَخبَارِ السَّمَاوَاتِ وَ الأَرضِ وَ حَلَالِ الله و حَرَامِهِ»؛5 «اگر امام شما غايب گرديد به گونه‌اي که نمي‌دانيد او کجاست پس چه کسي امام ظاهري که اخبار آسمان‌ها و زمين و حلال و حرام الهي را بيان مي‌کند، براي شما مي‌آورد؟! به خدا قسم تأويل آيه هنوز نيامده و قطعاً تأويل آيه خواهد آمد.»
3- ... وَ لاتَکُونُوا کَالَّذِينَ أُوتُوا الکِتَابَ مِن قَبلُ فَطَالَ عَلَيهِمُ الأَمَدُ فَقَسَت قُلُوبُهُم وَ کثيرٌ مِنهُم فَاسِقُون؛6... پس مانند اهل کتاب (يهود) نباشيد که مدت طولاني بر آن‌ها گذشت و قلب‌هايشان قسي شد و بسياري از آن‌ها از فاسقان هستند.
امام صادق (عليه السلام) مي‌فرمايند:
«همانا مراد از «أَمَد» زمان غيبت است و مراد خداوند متعال اين است که اي امّت محمّد(صلي الله عليه و آله وسلم) و يا اي جماعت شيعه، همانند کساني که قبل از اين کتاب به آن‌ها داده شده (يهود) نباشيد که زمان غيبت بر آن‌ها گذشت و دچار قساوت قلب شدند. پس تأويل اين آيه در مورد مردم زمان غيبت مي‌باشد نه زمان‌هاي ديگر. خداوند متعال شيعه را از شک در حجّت الهي نهي نموده است.»7

پي نوشت ها:

1. بقره (2)، 3 و 4 .
2. شيخ صدوق، کمال الدين و تمام النعمة، ج 2، ص 14 .
3. خرازی، کفاية الأثر، ص 60 .
4. ملک (67)، 30 .
5. اثباة الهداة، ج 3، ب 32، ح 130 .
6. حديد (57)، 16 .
7. نعماني، غيبت، ص 32، مقدمه‌ي مؤلف


نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و یکم آبان 1389 توسط عاطفه سادات سيدجعفري
درباره وبلاگ